علي بن حسين انصارى شيرازى
39
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
زيادت بكشد و سودمند بود جهت ورمهاى گرم و ريشها خشك گرداند و اگر با روغن و گل زعفران در گوش چكانند درد گوش و اگر با شير زنان در چشم كشند درد را زايل كند و اگر با زرده تخممرغ بريان كرده بر نقرس طلا كنند درد ساكن كند و خواب آورد و اگر به خود برگيرند تزجر را سود دهد و اگر با روغن گل در سر مالند صداع زايل كند و جهت سجح و حبس اسهال نافع بود و دو درم از وى كشنده بود و مصلح وى فلفل است و دارچينى و جندبيدستر و فرفيون و بعد از آن قى و حقنه شراب كهن بسيار و بعد از آن حمام و بعد از حمام آشهاى چرب و صاحب تقويم گويد مصلح وى عود هندى بود يا عود الوج و بدل آن سه وزن آن بزر البنج و يك وزن آن تخم لفاح صاحب مخزن الادويه مىنويسد : افيون معرب اپيون يونانيست و معنى آن مسبت است يعنى خواب غرق آورنده و به عربى لبن الخشخاش و مرقد و به بربرى ترياق و بسريانى دعيامينون و شقيقل بمعنى ميراننده اعضا و به فارسى ترياك گويند به لاتين P APAVERSOMNIFERUM بفرانسه PAVOT SOMNIFERR بانگليسى OPIUM POPPY افتيمون آن زهرى و قصبانى خرد است و بهترين آن اقريطى بود يا مقدسى كه تخم وى سرخ بود و تازه بود و طبيعت آن گرم و خشك است در سيم صرع و تشنج امتلائى را نافع بود و مسهل سودا و بلغم بود ماليخوليا را نافع بود و اگر با افسنتين بياشامند يا تنها و بايد كه در مطبوخ بسيار نجوشانند كه قوت وى باطل نشود و غثيان و قى آورد و شربتى از وى در مطبوخ زياده از پنج درم نشايد و گويند تا ده درم و صاحب منهاج گويد شربتى از يك درم تا ده درم و رازى گويد شربتى از چهار درم تا شش درم محتاج مصلح نيست و صاحب منهاج گويد كه اگر بروغن بادام چرب كنند و اگر تنها استعمال كنند شربتى از يك درم تا دو درم بود و اگر نقوع خواهند كرد از دو درم و بدل آن رازى گويد در مسهل سودا به وزن آن تربد و دو دانگ آن حاشا و گويند بدل آن يك وزن و نيم حاشاست و گويند بدل آن اسطوخودوس است و بسفانج و مصلح آن كثيرا بود و صاحب تقويم گويد مصلح آن شراب صندل بود يا رب سيب در مخزن الادويه آمده است كه : اقتيمون بفتح همزه و ضم ميم لغت يونانيست بمعنى دواء الجنون و به عربى شجر الضبع و بسريانى سورمور و برومى شيون و بهندى اكاسبيل و املبيل باشد به لاتين CUSCUTA EPITHYMUM - CUSCUTA APPROXIMATA انگليسى DODDE OF THYME اقحوان احداق المرضى خوانند و گفته شد و در مصر كركاس گويند و بيونانى قرقانيون در موصل شجره الكافور بپارسى گاوچشم و به عربى عين البقر و بشيرازى بابونه گاو خوانند و بهترين وى آنست كه برگ وى سبز بود و بيرون گل وى سفيد و اندرون زرد و در طعم وى تلخى باشد و نوعى هست كه برگ سفيد دارد و طبيعت وى گرم و خشك است در دويم و گويند گرم است در سيم و خشك است در دويم منفعت وى آنست كه مفتح سدّه جگر بود و محلل رطوبات و مسهل بلغم سودا بود و سنگ گرده و مثانه بريزانند و عرق براند و محلل خونهاى فسرده باشد و ناصور را نافع بود و صلابت رحم را تحليل كند چون زن در آب آن نشيند و چون فرزجه از وى زن به خود برگيرد حيض بسته بگشايد و اگر همچنان خشك كرده بكوبند و با سكنجبين يا نمك بياشامند مسهل بلغم و مرهء سودا بود صاحب جامع از قول شريف آورده است كه آب وى چون بگيرند و بر اعضا كه نزديك انثيين و وركين بود طلا كنند قوت مجامعت بدهد و اگر در بوئيدن مداومت كند سبات آورد و اگر تر وى ببويند خواب آورد و مقدار شربتى از وى سه درم بود و مضر بمعده و سپرز بود و مصلح وى انيسون بود و گويند گشنيز و قند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : اقحوان بضم همزه و سكون قاف و ضم حا لغت عربيست و احداق المرضى نيز گويند و به فارسى بابونهء گاوچشم نامند و بيونانى اويبانس و اوباينس و بعبرانى فيفانيا و بسريانى فشا و نيز فرابيون و كركيش و كركاس گويند و نزد بعضى كافوريه نام اقحون است صاحب تحفه آن را قسمى از بابونج دانسته است . لاتين CHRYSANTHEMUM PARTHENIUM فرانسه GRANDE CAMOMILLE انگليسى PARTHENIUM - COMMON PILLITORY اقويلاسمون دهن بلسان است و گفته شود در بلسان